... چشم چشم دو ابرو ...
به نام آفریننده شیرینی ها جیگریه من تازه یاد گرفته بگه چیش چیش [ = چشم ] ... چیش چیش گفتن رو از وقتی مادر روحی براش چشم چشم دو ابرو خونده یاد گرفته ... گاه می پره و چشم ما رو از جاش در میاره که برام چیش چیش بخونید ، گاه هم می گه چیش چیش تا براش بخونیم ... دیشب تا بخوابم 26 بار بعد از خوندن هر بار شعر چیش چیش کرد ، یعنی [replay] ... من و بابایی دیگه داشتیم از خنده منفجر می شدیم ، اما شما خونسرد به ادامه چیش چیش می پرداختی ... منم تصمسم گرفتم صبح ازت فیلم بگیرم تا ببینی چه لوسی و ناز... تو فیلم با ناز و صدای خوشگلت آروم و آهسته می گی ...







